أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
31
قانون ( فارسى )
د - اگر دهان احساس مزهء شور دارد ، نشان از بلغم شورمزه است كه در معده جاى دارد . ه - اگر مزهء احساس شده در دهان ناآشنا ، نفرتآور و زشت است ، دلالت بر آن مىكند كه خلط ناآشنا و متعفّن و بدسرشت و ناپسند در معده جاى خوش كرده است . 11 - قى : ( برآوردن از راه دهان ) مىتوانى كه از حالت قى كردن و از مادهء برآورده بر حال و چگونگى معده دستيابى : الف - اگر انسان در راه قى كردن است اما فقط تهوّع هست و قى نيست ، دليل آن است كه مادهء خلطى در معده آب كشيده است و در معده پناه گرفته و كمين كرده است . ب - اگر قى به آسانى صورت گرفت و اشكال در قى كردن نبود ، نشان آن است كه مادهء خلط در فراخناى خالى معده است . اگر قى بود و تهوع همچنان پابرجا بود و دست برنداشت ، احتمال دو حالت مىرود كه باهم گرد آمدهاند : 1 - خلط در معده كمين كرده است و مادهء خلط آب كشيده و پرمايه شده است ، و ممكن است در اين حالت دل به هم آمدن همراه تهوّع باشد ، يا نباشد زيرا هميشه مادهء پرمايهء آب كشيده در معده سبب دل به هم آمدن نمىشود و گاهى اتفاق مىافتد كه مادهء كممايهء خلط پناه گرفته در معده سبب دل به هم آمدن مىشود ، مثلا وقتى كه خلط چنگ در معده زدهء كمين كرده در اندازه زياد باشد - هر چند بسيار آب كشيده نباشد - دهانهء معده را مىگزد . 2 - خلط اندك است اما وقتى كه با خوراك آميخته شده است نيرو گرفته و از ته معده به سوى معده بالا آمده است و دهانهء معده را گزيده است . ازاينرو است كه برآوردن خلط از راه دهان اگر بعد از غذا خوردن باشد آسانتر از آن است كه قبل از غذا خوردن باشد مگر اينكه مادهء بيرون آوردنى از راه دهان و به وسيلهء قى كردن بسيار زياد باشد كه در گرسنگى نيز آسان بيرون مىآيد ، اما اگر ديدى كه تهوّع و دل به هم آمدن نوبتى هستند و در وقت معيّن پيدا مىشوند دليل بر آن است كه مادهء خلط آزاردهندهء معده از خارج به معده ريخته است . اگر تهوّع و دل به هم آمدن هميشگى و بدون انقطاع بودند دليل بر آن است كه ماده در خود معده متولد شده است و خارجى نيست . ج - از رنگ قى كرده مىتوان به حال معده پى برد . اگر مادهء قى كرده به رنگ زرد مايل بود ، دليل بر وجود خلط صفرايى در معده است . اگر مادهء قى كرده به سياهرنگى گرايش داشت ، نشان از وجود ماده خلط سودايى در معده است . اگر خلط داخل معده خلط بلغمى ترشيده باشد ، از مزهاش - كه با قى كرده آمده است - پيداست . اگر خلط مستقر در معده بلغم شورمزه است ، باز آن را مىتوان از رنگ و مزهاش تشخيص داد . رنگ شيشهاى برآورده از دهان نمايندهء بلغم شيشهاى ساكن در معده است .